تنها
اگر دمی
کوتاه آيم از تکرار ِ اين پيش ِ پا افتادهترين سخن که «دوستات می دارم»
چون تنديسی بی ثبات بر پايههای ماسه
به خاک درميغلتی
و پيش از آنکه لطمهی درد درهمات شکند
به سکوت
میپيوندی.
پس، از تو چه خواهد ماند
چون من بگذرم؟
تعويذ ِ ناگزير ِ تداوم ِ تو
تنها
تکرار ِ «دوستات میدارم» است؟
بغضام اگر بترکد... ــ
نه
پَرّ ِ کاهي حتا بر آب بنخواهد رفت
میدانم!
شاملو
http://per-day.blogfa.com
+ نوشته شده در شنبه 18 آذر1385ساعت 12:29 PM توسط بهـار |
چه انتظار عظیمی نشسته در دل ما
همیشه منتظریم و کسی نمی آید
صفای گمشده آیا
بر این زمین تهی مانده باز می گردد ؟
اگر زمانه به این گونه
- پیشرفت این است
مرا به رجعت تا غار
- مسکن اجداد
مدد کنید
که امدادتان گرامی باد

همیشه دلهره ،
با من
همیشه بیمی هست
که آن نشانه صدق از زمانه برخیزد
و آفتاب صداقت ز شرق بگریزد
همیشه می گفتم :
چقدر مردن خوب است
چقدر مردن ،
- در این زمانه که نیکی حقیر و مغلوب است –
خـوب است
حمید مصدق
+ نوشته شده در شنبه 11 آذر1385ساعت 4:12 PM توسط بهـار |
آن روز که از کوچه گذشتی به تو گفتم : دلداده ام و مست و خرابم ساقی به شرابم نظری کن آن روز که از کوچه گذشتی به تو گفتم : من آبی آبم خوشحالی نابم بر قحطـی خوابـم نظـری کـن آن روز گذشـت و تو گذشـتی اما نظـری نه ، گـذری نه 
امروز اگر می گذری با تو بگویم :
خبــری پرس از این حال خرابــم
ای وای اگر
بـاز نبینم شوقی ز نگاهت
اگر م باز نبینی رنگی به شرابــم
نفـــرین بـه تــو و حـــال خرابـــم
http://per-day.blogfa.com
+ نوشته شده در شنبه 4 آذر1385ساعت 2:15 PM توسط بهـار |