دل من همی داد گفتی گوایی
که باشد مرا روزی از تو جدایی
بر آن دل دهد هر زمانی گوایی
نبودست با روز من روشنایی
نه چندان که یک سو نهی آشنایی
گناهم نبودست جز بی گناهی
نگارا بدین زود سیری چرایی
به چندان وفا این همه بی وفایی
بدین گونه مایل به جور و جفایی
که تو بی وفا در جفا تا کجایی
نگویم که تو دوستی را نشایی
مرا باش تا بیش از این آزمایی
نگر تا بدین خو که هستی نپایی
+ نوشته شده در دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 3:29 PM توسط بهـار |